سيما پروانه‌گهر: صحبت‌هاي لاريجاني چند نكته بسيار مهم را در دل خود دارد. اگر چه رسانه‌ها بيشتر بر مساله پاسخ ايران در قبال تهديد و حمله سخن گفتند و اين قسمت را برجسته كردند اما به‌واقع اين مهجورترين بخش سخنان لاريجاني بود. او در سخنانش ضمن تعريف زمين جديد بازي در ارتباط بين ايران امريكا شرايط خاص مبني بر حمله امريكا به ايران را نيز توصيف و تصريح كرد كه پاسخ ايران در اين شرايط حركت به سمت سلاح اتمي است.

تاكيد لاريجاني بر اينكه «اگر امريكا يا اسراييل به بهانه برنامه هسته‌اي به ايران حمله كنند، ايران ناگزير مي‌شود كه مسير ديگري را در پيش بگيرد» و اينكه مي‌گويد « ما گفته‌ايم تحت نظارت آژانس هستيم و فتوا داريم كه به سمت سلاح نمي‌رويم؛ اما اگر شما كاري بكنيد كه ايران مجبور شود از خودش دفاع كند، آن ‌وقت چنين فشاري مي‌تواند توجيه ثانويه‌اي براي تغيير مسير باشد. در چنين شرايطي حتي مردم هم فشار مي‌آورند كه براي حفظ امنيت كشور بايد اين مسير را رفت.» تبيين دكترين دفاعي ايران است كه بدون شك لاريجاني با هماهنگي‌هاي لازم‌ آن را بيان كرده است.
اين البته جمله‌اي گذرا در ادبيات و صحبت‌هاي لاريجاني بود كما اينكه در همين گفت‌وگو او بر مساله فتواي آيت‌الله خامنه‌اي درباره موضوع سلاح هسته‌اي نيز صحبت و با يادآوري آن پيام روشني مبني بر «احتمال تغيير اين تصميم» را براي امريكا مخابره كرد.
طنازي هميشگي لاريجاني در سخن گفتن درباره فرصت و تهديد بين ايران و امريكا در گفته‌هاي او به خوبي هويدا است: «ترامپ فرد بااستعدادي است؛ در تجارت خودش بااستعداد بوده، پولدار شده و محاسبه مي‌كند كه چه حرفي برايش هزينه دارد. اما سياست، به‌ويژه سياست نظامي، ميدان قمار نيست. اگر بخواهد با سر نظامي‌هاي خودش قمار كند، اشتباه بزرگي مرتكب خواهد شد. ايران صلح‌طلب است، اما اگر حادثه‌اي رخ بدهد، از خودش دفاع خواهد كرد.»
مهم‌ترين بخش صحبت لاريجاني اما بيان نكته‌اي جديد آن هم از جانب چهره‌اي است كه در عرصه سياست‌هاي خارجي و منطقه‌اي عموما با هماهنگي كامل نظام صحبت كرده است. تعريف منافع اقتصادي مشترك بين ايران و امريكا شايد قابل توجه‌ترين بخش اظهارات لاريجاني باشد.
او در گفته‌هايي بي‌سابقه در همين گفت‌وگو از ترامپ به عنوان تاجر موفقي ياد مي‌كند كه بايد به فكر منافع اقتصادي كشورش باشد و اين افق را ترسيم كه مي‌توان اين منافع را به صورت مشترك بين ايران و امريكا تعريف كرد.
در بخش مهمي از گفته‌هاي لاريجاني در اين گفت‌وگوي ويژه خبري او به صراحت مي‌گويد كه «امريكا مي‌تواند با ايران منافع اقتصادي مشترك تعريف كند» و حتي پاي اروپا را نيز به ميدان باز كرده و با تاكيد بر اينكه «كشورهاي اروپايي هم تمايل دارند، اما تحت فشار امريكا هستند»، يادآوري مي‌كند كه فرصت‌هاي جديدي قابل تعريف است: « حالا شما بعد از ۴۵ سال مي‌توانيد براي يك ‌بار رفتار خود را تغيير بدهيد؛ شايد بهره بيشتري ببريد.»
كمتر از دو روز بعد از حضور لاريجاني در صدا و سيما، او در شبكه اجتماعي ايكس، با اشاره به همين اظهارات در برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري، مجددا درباره همكاري احتمالي ايران و امريكا در حوزه اقتصادي نوشت. او ترامپ را «فردي بااستعداد كه توانسته در تجارت خود اين قدر پولدار شود» توصيف كرد و دوباره اين عبارت كليدي را بيان كرد: «امريكا مي‌تواند منافع اقتصادي با ايران تعريف كند.»
او همچنين بر ديدگاه ضدجنگ ايران نيز تاكيد و تصريح كرد: «ترامپ مي‌گويد صلح‌طلب هستم، پس نبايد از تهديد و جنگ سخن بگويد. حمله به ايران بدون تبعات نيست و فرماندهان نظامي با تجربه‌اي داريم.»
بخش هوشمندانه راهبردي كه لاريجاني در اين گفت‌وگو مورد توجه قرار داده، اما استراتژي تفكيك بين امريكا و اسراييل در افق روابط پيش رو با ايران است. وقتي لاريجاني به صراحت مي‌گويد «رژيم صهيونيستي، امريكا را به سمت جنگ هل مي‌دهد» مشخصا پيام روشني براي خارج از مرزهاي كشور ابلاغ مي‌شود كه نشان مي‌دهد رويه ايران در مقابل اسراييل با رويه ايران در مقابل امريكا يكي نيست و اين دو مي‌توانند در حوزه سياست خارجي ايران تفاوت‌هاي جدي داشته باشند. بخش ديگري از سخنان لاريجاني كه مورد غفلت قرار گرفته موضوعي است كه درباره نامه ترامپ اشاره و تاكيد مي‌كند كه اين نامه فاقد موضع روشن بوده است: « همان حرف‌هايي بود كه مرتب تكرار مي‌كند، فقط با زباني ديپلماتيك نوشته شده بود. ما هنوز نمي‌دانيم دقيقا چه مي‌خواهند. مذاكره ساختار مي‌خواهد، بايد معلوم باشد چه مي‌خواهيد و چه مي‌دهيد. اينها در آن نامه نبود.»
همين اشاره لاريجاني به نامه نشان مي‌دهد اين سطح از ديپلماسي براي ايران كافي و شفاف نيست و براي ادامه اين مسير و دوري از تنش بايد «ساختار مذاكره» را تعريف كرد.
فراموش نكنيم اين سخنان لاريجاني مبني بر «تعريف جديد ساختار مذاكره» و «امكان تعريف منافع اقتصادي مشترك» در حالي طرح مي‌شود كه هنوز تا رسيدن بر سر هدف منافع اقتصادي، موانع جدي وجود دارد. سطح تنش‌هاي ايران و امريكا در پرونده هسته‌اي، برجام و موضوعات منطقه‌اي و هسته‌اي بسيار جدي است اما لاريجاني هم در اين گفت‌وگو هم در تویيت چهارشنبه شب گذشته خود پيام روشني را مخابره كرده و از امكان ايجاد همكاري‌هاي عادلانه در جهت منافع اقتصادي مي‌گويد.
واكنش‌هاي داخلي و خارجي به سخنان لاريجاني
وبگاه نورنيوز در گزارشي درباره صحبت‌هاي لاريجاني نخست بر هشدار او به عنوان مشاور رهبر انقلاب مبني بر اينكه «در صورت حمله و تهديد امريكا ايران تحت فشار افكار عمومي به سمت تغيير سياست‌هاي هسته‌اي سوق پيدا مي‌كند» تاكيد و متعاقبا بر مساله فتواي رهبري درباره حرام بودن توليد و استفاده از سلاح هسته‌اي اشاره و تصريح مي‌كند كه اگر «هر گونه اقدام نظامي عليه تأسيسات هسته‌اي ايران، نه‌تنها برنامه هسته‌اي كشور را متوقف نخواهد كرد، بلكه احتمالا به تسريع حركت ايران به سمت تسليحات هسته‌اي منجر خواهد شد، مسووليت اين تحول نيز به ‌طور كامل بر عهده امريكا و متحدانش خواهد بود.» نورنيوز همچنين درباره اظهارات لاريجاني نوشته است كه «به گفته لاريجاني رژيم صهيونيستي يكي از عوامل اصلي افزايش تنش‌ها در منطقه است. اسراييل كه سال‌ها تلاش كرده ساختار امنيتي خاورميانه را به نفع خود تغيير بدهد، اكنون با بحران‌هاي داخلي و مهاجرت گسترده شهروندانش مواجه است. اين رژيم با تحريك امريكا به اقدامات خصمانه عليه ايران، قصد دارد بحران‌هاي داخلي خود را مديريت كند؛ اما تجربه ثابت كرده كه سياست‌هاي تهاجمي اسراييل تنها به افزايش ناآرامي‌ها در منطقه منجر شده است.» نور نیوز در بخش ديگري از مطلب خود نوشته «لاريجاني همچنين به تجربه تلخ مذاكرات هسته‌اي ايران با امريكا اشاره كرد، اين رويكرد نشان داد كه واشنگتن در عرصه ديپلماسي، طرف قابل اعتمادي نيست. ايران همواره به تعهدات بين‌المللي خود پايبند بوده، اما امريكا بارها ثابت كرده كه به توافقات احترام نمي‌گذارد.»  نور نيوز با تاكيد بر سخنان لاريجاني مبني بر اينكه «در شرايط كنوني، امريكا دو گزينه پيش رو دارد» نوشته است: «يا سياست‌هاي خصمانه خود را ادامه می‌دهد و منطقه را به سمت بحران امنيتي بي‌سابقه سوق بدهد، يا با تغيير رويكرد، راهي براي كاهش تنش‌ها بيابد. به گفته لاريجاني، ايران نه‌تنها در برابر فشارهاي خارجي مقاومت كرده، بلكه در سطح بين‌المللي به يك قدرت معتبر تبديل شده است. تهديدهاي ترامپ ممكن است شرايط را پيچيده‌تر كند، اما ايران گزينه‌هاي متعددي براي دفاع از امنيت ملي خود در اختيار دارد. در نهايت، تصميم‌گيري‌هاي نهايي ايران به اقدامات عملي امريكا در آينده بستگي خواهد داشت.
محمدحسين رنجبران، مجري سابق صدا و سيما با انتشار يادداشتي در كانال تلگرامي خود، به گفت‌وگوي خبري ديشب علي لاريجاني اشاره كرده و فارغ از محتواي سياسي و بين‌المللي اظهارات لاريجاني در مورد جايگاه فعلي خود او نيز اشاراتي داشته است. 
رنجبران مطلب خود را با اين تحليل آغاز كرده كه «براي چندمين بار در پنج ماه گذشته، دكتر علي لاريجاني، مشاور رهبر معظم انقلاب به گفت‌وگوي ويژه خبري آمد و آنقدر قوي، مستدل و پرمحتوا صحبت كرد كه به عنوان يك هميشه مجري و خبرنگار، لذت بردم. مطمئن هستم بسياري از سياسيون موافق و مخالف او نيز همين حس را نسبت به صحبت‌هاي او داشتند.» رنجبران لاريجاني را «از استثناهاي سياسي كشور» دانسته كه به‌رغم مواجه شدن با برخوردهاي غيرمنطقي، سوال‌برانگيز و برخاسته از سلايق خاص سياسي يا نشأت گرفته از برداشت‌هاي نادرست و سياست زده، با تمام توان پاي نظام و حمايت از رهبر معظم انقلاب ايستاده است. او همچنين نوشته است كه «هميشه از خودم سوال كردم اگر چنين برخوردهايي كه با علي لاريجاني شد با بعضي افراد مدعي حزب‌اللهي‌گري و به اصطلاح پرچمدار انقلابي بودن مي‌شد آيا آنها باز هم اين گونه وسط ميدان مي‌ايستادند و از اصول انقلاب، مصالح كشور و منافع ملي اين طور منطقي، مستدل و پرتجربه دفاع مي‌كردند؟» رنجبران همچنين به نقل خاطره‌اي از ارتباط بين لاريجاني و سليماني اشاره كرده و نوشته است: «در زمان تصدي دكتر لاريجاني به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي و بروز اختلاف نظرهاي خاصِ! رييس‌جمهور وقت با او، كه منجر به برخي از مشكلات اجرايي شد، حاج قاسم نيازهاي دبيرخانه را تأمين‌ مي‌كرد. بعد از بركناري دكتر لاريجاني از دبيري شورا، حاج قاسم برخلاف رويه برخي از دوستاني كه ادعاي رفاقت داشتند اما به لحاظ ملاحظاتي! خود را كنار مي‌كشيدند، در كنار مشغله‌هاي مهم برون‌مرزي در جبهه مقاومت، از رسيدگي به امورات اجرايي دكتر لاريجاني غافل نبود و مكرر به نزديكان دكتر تأكيد مي‌كرد: اين آدم ارزشمندي براي نظام و آقاست؛ هر كاري داشتيد به خود من بگویيد.... والحق كه از هيچ كوششي در اين زمينه دريغ نمي‌كرد.» حشمت‌الله فلاحت‌پيشه، رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس دهم نيز در گفت‌وگويي اگر چه نسبت به تهديد هسته‌اي لاريجاني نقطه نظراتي را مطرح كرده اما با اشاره به بخش همكاري‌هاي اقتصادي بين ايران و امريكا گفته است «مسوولان سياست خارجي كشور بايد به جاي طرح چنين ادعاهايي، يك بسته ابتكاري را ارائه بدهند. در اين بسته مي‌توان با پيشنهاد حل اختلافات و حتي همكاري‌هاي اقتصادي، امريكا را پاي ميز مذاكره كشاند. بايد يك ساز و كار مذاكراتي را با امريكا تعريف كنيم كه در آن اولا مشخص شود تهديدات آخرالزماني نسبت ‌داده‌ شده به ايران، اغراق‌آميز بوده و قابل حل است و دوما اينكه تابوي همكاري بين ايران و امريكا خصوصا در زمينه‌هاي اقتصادي شكسته شود.» او با اشاره به اينكه « ترامپ، ويتكاف را به عنوان نماينده خود در امور خاورميانه انتخاب كرده كه اساسا به چانه‌زني‌هاي اقتصادي معروف است»، گفته كه «اين يك چراغ ‌سبز اقتصادي از سمت امريكا به ايران بود و دولت ايران بايد زمينه مذاكره با ويتكاف را فراهم كند. بي‌اعتنايي ايران به چراغ ‌سبزهاي اقتصادي امريكا باعث مي‌شود وزارت دفاع و مشاور امنيت ملي امريكا طرف مذاكره ايران قرار بگيرند. ترامپ يك ضرب‌الاجل دوماهه را براي توافق با ايران مطرح كرده؛ زيرا اساسا ايران دستور كار اصلي امريكا نيست، بلكه اولويت نخست ايالات متحده معطوف به چين و روسيه است و ترامپ مي‌خواهد موضوع ايران زودتر تعيين تكليف شود تا امريكا به حل چالش‌هاي اصلي خود بپردازد. هر گونه اشتباه در سياست خارجي ما، باعث مي‌شود ايران به دستور كار اصلي ترامپ شود كه چين و روسيه هم از آن استقبال مي‌كنند.» وي با تأكيد بر اينكه ايران و امريكا بايد مذاكرات مستقيم و بدون واسطه را آغاز كنند، تاكيد كرده كه «در اين مذاكرات بايد مشخص شود كه ايران ضمن اينكه به دنبال بمب اتمي نيست، خواستار پايان تحريم‌هاست. بهترين ساز و كار اين است كه ابتدا از طريق استفاده از جايگاه سازمان‌هاي بين‌المللي از جمله آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي، دغدغه‌ها در مورد برنامه هسته‌اي ايران از بين برود و سپس بخش خصوصي امريكا براي همكاري‌هاي اقتصادي با ايران فعال شود.» در مقابل اين نقطه نظر فلاحت‌پيشه درباره موضوع سلاح هسته‌اي در صورت حمله امريكا، منصور حقيقت‌پور، معاون پيشين سپاه قدس و مشاور علي لاريجاني در دوره رياست بر مجلس دهم سخنان اخير علي لاريجاني را منطقي و قابل قبول مي‌داند و تأكيد دارد با توجه به شرايط خاص كشور، زمان طرح چنين صحبت‌هايي فرارسيده است. حقيقت‌پور با بيان اينكه فتواي مراجع شيعه تابع زمان و مكان است، اظهار كرد: زماني هم بود كه مراجع تقليد ما استعمال توتون و تنباكو را حرام اعلام كردند و اين كار باعث شد يك اقدام استعماري انگليس در كشور ما خنثي شود. اما سپس با تغيير زمان و مكان، اين فتوا نيز تغيير كرد. بحث سلاح هسته‌اي هم همين طور است. زماني رهبري اعلام كردند ساخت سلاح هسته‌اي حرام است، اما ايشان دانش توليد را كه حرام ندانسته‌اند. اكنون ما سلاح هسته‌اي نداريم، اما اگر قرار باشد ما را با بمب اتمي تهديد كنند، ما بايد از خودمان دفاع كنيم يا بنشينيم و مانند هيروشيما و ناکازاكي تكه و پاره شويم؟
او با بيان اينكه صحبت‌هاي لاريجاني بوي اقتدار مي‌داد، عنوان كرد: جمهوري اسلامي مانند ليبي، سوريه و اوكراين نيست كه هر كسي بتواند آن را تهديد كند. ما سال‌ها به تعهدات خود عمل كرديم و غني‌سازي را به ۳.۶ درصد رسانديم، اما آنها همچنان به تحريم و فشار عليه ما ادامه دادند. در چنين شرايطي ما همچنان روي غني‌سازي پايين باقي بمانيم؟ ما هنوز سلاح هسته‌اي نساخته‌ايم، اما اگر دشمن مناطقي از كشور ما را هدف بمباران قرار بدهد، ما هم با سلاح هسته‌اي به ديموناي اسراييل حمله خواهيم كرد.
محمد مهاجري (فعال سياسي اصولگرا) نيز در يادداشتي با عنوان «غربي‌ها سيگنال علي لاريجاني را گرفتند» در خبرآنلاين نوشت: دكتر لاريجاني چه گفت كه توانست مانند يك بمب خبري، جهان رسانه را تحت تاثير قرار بدهد؟ آيا سخنان او خرق عادت بود؟ آيا با سياست‌هاي كلي جمهوري اسلامي در تضاد قرار داشت؟ بطن سخنان لاريجاني را رسانه‌هاي امريكايي و اسراييلي درست فهميدند و همين فهم درست باعث شد كه تلاش كنند آن را به يك تله سياسي رسانه‌اي براي ايران تبديل كنند. لاريجاني گفته است اگر امريكا وارد جنگ شود، ايران چاره‌اي جز استفاده از امكان ساخت بمب هسته‌اي نخواهد داشت. آنچه دكتر لاريجاني گفته، نه با مذاكره غيرمستقيم با امريكا در تضاد است، نه مغايرتي با استراتژي جمهوري اسلامي مبني بر پرهيز از توليد سلاح هسته‌اي دارد. اتفاقا اين دو نكته را غربي‌ها دريافتند و چون آن را يك راهبرد موثر در وضعيت فعلي روابط ايران و امريكا ارزيابي كردند، درصدد تحريف آن برآمدند تا بتوانند افكار عمومي داخل و خارج را به سمت و سوي تخريب مذاكرات سوق بدهند. سخن لاريجاني يك مانور تبليغي سياسي بجا و دقيق است. بنگريد به مواضع امريكايي‌ها كه وقتي ترامپ از موضع خشك و نفرت سخن مي‌گويد ديگراني مانند استيو ويتكاف به دنبال تعديل آن برمي‌آيند. چرا همين نقش را براي سياستمداران خودمان قائل نباشيم؟»
در خارج از كشور نيز بعد از سخنان لاريجاني، روزنامه جروزالم‌پست چاپ اسراييل نوشت: «در اصل ايران مي‌گويد كه حق دارد همه مولفه‌هاي ساخت بمب را توسعه بدهد و اگر امريكا بخواهد با عمل جلوي آن را بگيرد، بمب خود را مي‌سازد. اين پازلي كه ايران چيده يك مخمصه پيچيده در جايي است كه ايران با استفاده از تهديد هسته‌اي سعي در گرفتن امتياز مي‌كند.»
پيام‌رسان ويژه 
فارغ از اين كه علي لاريجاني در هفته گذشته با ادبياتي تازه درباره افق روابط ايران و امريكا صحبت كرده است مساله حضور خود او در جايگاهي است كه قرار است پيام‌هايي را از ايران مخابره كند. نقشي كه بايد در امتداد تحركات لاريجاني در شش ماه گذشته تعريف و تحليل كرد.
وقتي خردادماه سال گذشته شوراي نگهبان براي دومين بار علي لاريجاني را براي حضور در رقابت‌هاي انتخاباتي رياست‌جمهوري ردصلاحيت كرد بسياري تصور كردند كه او به كنج زمين عرصه سياست‌ورزي رانده شد و براي دومين بار با دست رد شوراي نگهبان به سينه او پرونده علي لاريجاني در سطوح مختلف سياست‌ورزي بسته شده است.
آبان ماه سال گذشته وقتي سخنگوي وزارت خارجه نام علي لاريجاني را با عنوان مشاور رهبر انقلاب بر زبان آورد و خبر ديدار او با بشار اسد را نقل كرد، مشخص شد كه در سطحي بالاتر از حب و بغض‌هاي شوراي نگهبان براي لاريجاني نقش‌هايي براي سياست‌ورزي تعريف شده است.
لاريجاني نه به عنوان سفير معمولي براي ديدار با اسد كه به عنوان پيام‌رسان ويژه‌اي از ايران با بشار اسد، رييس دولت در حال سقوط سوريه ديدار كرد و احتمالا اتمام حجت‌ها يا پيشنهادهاي ايران را براي او نقل كرد. در ميانه روزهاي پرآشوب خاورميانه، بعد از گذراندن سال‌هايي پرآشوب در عرصه سياست داخلي براي علي لاريجاني او به عنوان نماينده‌اي ويژه در سطح منطقه حاضر شد و ديدار لاريجاني با اسد به عنوان مشاور رهبري پيام روشني براي گروه‌هاي داخلي سياسي را بيان كرد؛ پيامي كه مي‌گفت شايد شوراي نگهبان بتواند دو بار او را پشت فيلتر نظارت استصوابي نگه دارد اما نمي‌تواند مانع تحويل ماموريت‌هاي سياسي در شرايط حساس به او شود. بعد از اين سفر، لاريجاني در يك موقعيت ديگر نيز پيام روشني را مخابره كرد. گفت‌وگوي او با وب‌سايت حفظ و نشر آثار آيت‌الله خامنه‌اي نكته بسيار مهمي را نقل كرد و پيام واضحي را براي مخاطبان خاص ارسال كرد: «ما به سمت بمب نمي‌رويم؛ شما هم شروط ما را بپذيريد.» او از دولت جديد امريكا خواست تا بر سر برنامه هسته‌اي با ايران توافق كند؛ مصاحبه‌اي كه بازتاب زيادي در رسانه‌ها پيدا كرد. بعد از تعيين نتايج انتخابات رياست‌جمهوري چهاردهم و پيروزي پزشكيان بر جليلي در رقابت انتخاباتي شايعاتي مبني بر احتمال انتصاب لاريجاني به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي طرح شد اگرچه او در گفت‌وگوي سال گذشته‌اش با خبرآنلاين، تاكيد كرد كه مطلقا هيچ پيشنهادي براي حضور در دولت نداشته است.
از يك منظر اما نقش جديد لاريجاني در منطقه و عرصه بين‌الملل از جانب ايران شايد دست كمي از دبيري شوراي عالي امنيت ملي نداشته باشد. نقشي كه مي‌گويد او با وجود تمامي اشتباهات و امتيازات در زندگي سياسي‌اش هنوز حامل و ناقل و گوينده پيام‌هاي ويژه و راهبردهاي تازه در شرايط حساس است.