هر چند ساكنان كلانشهرها سالهاست با پديده افزايش آلودگي و بالا رفتن غلظت آلايندهها و بوي بد شهر دست به گريبان هستند، مشكلات مربوط به آلودگي هوا جديتر بوده و براساس برخي تخمينها و برآوردهاي غيررسمي سالانه 45 هزار نفر بر اثر آلودگي هوا جان خود را از دست ميدهند. اين در حالي است كه افزايش غلظت آلايندهها به خصوص غلظت ذرات معلق ميتواند بيماريهاي ديگري نيز ايجاد كند. با وجود اينكه آلودگي هوا به خصوص در كلانشهرها تقريبا در تمام فصلهاي سال وجود دارد اما در فصول سرد بحرانيتر ميشود چراكه با برودت هوا وزارت نفت اولويت تامين گاز را به مصارف خانگي اختصاص ميدهد. در اين صورت نيروگاههاي برق مجبورند از ساير سوختهايي كه براي اين كار درنظر گرفته ميشود مانند گازوييل و نفت كوره براي توليد برق استفاده كنند. اين در حالي است كه كمبود يا نبود گازوييل نيز استفاده از مازوت را افزايش ميدهد. اما چرا با وجود تشديد مشكلات آلودگي هوا به خصوص در شهرهاي بزرگ، چرا استفاده از انرژيهاي تجديدپذير و پاك براي توليد برق همچنان در اولويت نيروگاهها نيست؟
سوختي با آلايندگي بالا
مازوت يكي از فرآوردههاي نفتي است كه در نيروگاههاي توليد برق و البته كارخانههاي صنعتي براي توليد انرژي كاربرد دارد. اين فرآورده اصطلاحا سنگين است و در كشورهاي غربي شكسته و به گازوييل تبديل ميشود. با اين وجود در برخي كشورهاي در حال توسعه همچنان در نيروگاههاي برقي به خصوص در فصل سرما مورد استفاده قرار ميگيرد. مازوت نسبت به گازوييل قيمت كمتري دارد اما ميزان آلايندگي آن بالاست. با اين حال در برخي كشورها به عنوان منبع درآمدي مورد استفاده قرار ميگيرد؛ اما نوعي از آن كه داراي 0.5درصد سولفور است از ابتداي سال 2020 تنها كشتيهايي اجازه تردد در آبهاي آزاد را دارند كه از مازوت با سولفور بسيار پايين استفاده كنند. مازوت بر چند نوع است؛ با سولفور پايين كه بين ۰،۵ تا يك درصد سولفور دارد. سولفور مازوت نرمال بين يك تا 2درصد است و مازوتي بين 2تا 3.5 درصد سولفور دارد. قرار بود همزمان با اجباري شدن استفاده كشتيها از سوخت با سولفور بسيار پايين، كشور نيز در راستاي توليد اين نوع مازوت گام بردارد چراكه مازوت با سولفور بالا پس از ممنوعيت استفاده از آن در سوخت كشتيها عملا تقاضايي ندارد و اين نوع سوخت تنها در داخل مصرف ميشود. براساس آنچه گزارشها نشان ميدهد، مازوت توليدي ايران همچنان بالاي 3 درصد سولفور دارد. يعني 7 برابر سولفور بيشتر از آنچه استانداردهاي بينالمللي سازمان كشتيراني جهاني براي سوخت كشتيها مجاز ميداند. نكته در اين است كه استانداردها براي سوخت كشتيها در آبهاي آزاد است بنابراين مازوت مورد استفاده در نيروگاهها نيز بايد براساس اين استانداردها باشند.
مازوت ميسوزد يا خير؟
تا پيش از اجباركشتيها به استفاده از سوخت با سولفور پايين در سال 97 بيش از 60 درصد نفت كوره توليدي ايران به كشور امارات صادر ميشد و 7درصد نيز سوخت كشتيها بود. در واقع امارات از اين نوع سوخت براي سوخترساني به كشتيها استفاده ميكرد. به عبارت ديگر در سال 97 به طور متوسط روزانه 60 ميليون ليتر نفت كوره توليد ميشد كه 35.5 ميليون ليتر آن صادر و 4.3 ميليون ليتر نيز به عنوان بانكرينگ استفاده ميشد و مابقي كه حدود 20 ميليون و 200 هزار ليتر بوده در داخل مصرف ميشد. پس از اجبار به استفاده كشتيها از سوخت با سولفوركم، نفت كوره يا همان مازوت توليدي در كشور نيز بدون مشتري ماند چراكه تنها در صورتي به فروش ميرسيد كه سولفور آن كم شود بنابراين توليد در داخل به عنوان تنها گزينه براي سوخت مازوتها وجود داشت. مازوت نوعي فرآورده نقتي است كه امكان بازگرداندن آن به چاهها وجود ندارد و از آنجايي كه قيمت كمتري نسبت به گازوييل دارد براي نيروگاهها منبع مقرون به صرفهتري براي توليد برق است. در زمستان به دليل مصرف بالاي گاز و افزايش احتمال افت فشار گاز در لولهها، اولويتها بر رساندن گاز به مصارف خانگي است بنابراين سوخت مورد نياز نيروگاهها نيز كاهش پيدا ميكند.
با وجود همه تاييد و تكذيبهاي استفاده از مازوت در نيروگاهها، سوال اين است كه چرا تاكنون براي توليد برق از انرژيهاي تجديدپذير استفاده نميشود تا استفاده از مازوت به كلي منسوخ شود؟ براساس گزارشهاي ماهانه صنعت آب و برق در مهر سال 99 ميزان برق توليدي از منابع تجديدپذير تا پايان مهر 129 ميليون كيلووات ساعت بود كه نسبت به شهريور كه 175 ميليون كيلووات ساعت گزارش شده 26درصد كاهش داشته است. در 3 ماهه دوم سال 99 تعداد 9 نيروگاه تجديدپذير با سرمايهگذاري 104 ميليون دلاري برنامهريزي شده كه ظرفيتي به اندازه 94.34 مگاوات به كشور اضافه ميكنند. بدون شک تعلل دستگاههاي ذيربط براي استفاده از منابع تجديدپذير براي توليد برق تنها به تلنبار شدن مشكلات آلودگي هوا ميانجامد.